افول ساختاری صنعت آلومینیوم اروپا؛ فراتر از یک رکود مقطعی

صنعت آلومینیوم اروپا وارد مرحله‌ای از افول ساختاری شده است که ریشه در افزایش هزینه‌های انرژی، تغییرات فناوری و بازآرایی زنجیره تأمین جهانی دارد؛ روندی که دیگر با سیاست‌های حمایتی کوتاه‌مدت قابل بازگشت نیست.

به گزارش روابط عمومی صدر معادن ایرانیان، صنعت آلومینیوم اروپا وارد مرحله‌ای از افول ساختاری شده است که ریشه در افزایش هزینه‌های انرژی، تغییرات فناوری و بازآرایی زنجیره تأمین جهانی دارد؛ روندی که دیگر با سیاست‌های حمایتی کوتاه‌مدت قابل بازگشت نیست.

افول کنونی صنعت آلومینیوم در اروپا صرفاً نتیجه یک رکود مقطعی یا نوسانات گذرای بازار نیست، بلکه بازتاب دگرگونی‌های بنیادین در رقابت‌پذیری جهانی این صنعت به شمار می‌رود. افزایش پایدار هزینه‌های انرژی، تغییر الگوهای پیشرفت فناوری و تشدید تنش‌های تجاری جهانی، مجموعه‌ای از معایب ساختاری را برای تولیدکنندگان اروپایی ایجاد کرده‌اند؛ معایبی که دیگر با ابزارهای سنتی احیای صنعتی قابل جبران نیستند.

بررسی محرک‌های اصلی این روند نشان می‌دهد که در صنعت آلومینیوم اروپا، مرز میان رکودهای دوره‌ای و بازآرایی دائمی صنایع به‌طور کامل از بین رفته است.

افول ساختاری صنعت آلومینیوم اروپا چگونه تعریف می‌شود؟

تمایز میان رکودهای چرخه‌ای و تغییرات دائمی صنعتی، کلید درک وضعیت فعلی آلومینیوم در اروپا است. رکودهای دوره‌ای معمولاً با توقف موقت تولید همراه هستند و با بهبود شرایط بازار، امکان بازگشت واحدها به مدار تولید وجود دارد. اما آنچه امروز در اروپا رخ داده، ماهیتی کاملاً متفاوت دارد.

ظرفیت تولید آلومینیوم اولیه در اروپا از سال ۲۰۰۸ تاکنون حدود ۴۰ درصد کاهش یافته است. این افت با تعطیلی و برچیدن دائمی واحدهای ذوب در چندین کشور همراه بوده و برخلاف توقف‌های موقت، بسیاری از این تأسیسات به‌طور کامل تخریب یا تغییر کاربری داده شده‌اند. چنین روندی نشان می‌دهد فعالان صنعت به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ساختار هزینه‌ها دیگر به سطح رقابتی گذشته بازنخواهد گشت.

نشانه‌های اصلی این افول ساختاری شامل موارد زیر است:

فروش یا تخریب دارایی‌ها به‌جای توقف موقت تولید

هدایت سرمایه‌گذاری‌ها به خارج از اروپا به‌جای بهینه‌سازی داخلی

بازآموزی نیروی کار برای ورود به صنایع جایگزین

تغییر کاربری زیرساخت‌های ذوب برای مصارف صنعتی دیگر

این الگو در تجربه تاریخی اروپا نیز مسبوق به سابقه است. دگرگونی صنعت فولاد از دهه ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰، زمانی که ظرفیت تولید از مناطق سنتی مانند روهر آلمان و بریتانیا به مناطق کم‌هزینه‌تر منتقل شد، نمونه‌ای شاخص از چنین گذارهای صنعتی بلندمدت به شمار می‌رود.

ابعاد کاهش ظرفیت تولید آلومینیوم در اروپا

ظرفیت تولید آلومینیوم اولیه اروپا از حدود ۴.۸ میلیون تن در سال ۲۰۰۸ به نزدیک ۲.۹ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است. این روند به‌ویژه پس از بحران انرژی سال ۲۰۲۲ شتاب گرفت؛ دوره‌ای که در آن چندین واحد بزرگ به‌طور دائمی تعطیل شدند.

از منظر منطقه‌ای، شدت این کاهش یکسان نبوده است:

شمال اروپا: کشورهایی مانند نروژ و ایسلند به دلیل دسترسی به برق آبی ارزان همچنان رقابت‌پذیر باقی مانده‌اند.

اروپای مرکزی: آلمان و هلند بیشترین افت ظرفیت تولید را تجربه کرده‌اند.

جنوب اروپا: ایتالیا و اسپانیا مسیر متفاوتی داشته‌اند که به اقتصاد هر واحد تولیدی وابسته بوده است.

اروپای شرقی: با وجود هزینه پایین‌تر نیروی کار، قیمت بالای انرژی همچنان یک مانع جدی محسوب می‌شود.

پیامدهای این تحولات تنها به واحدهای ذوب محدود نمی‌شود. برآوردهای صنعتی نشان می‌دهد از سال ۲۰۲۰ تاکنون حدود ۲۵ هزار شغل مستقیم در این بخش از بین رفته و اثرات غیرمستقیم آن، زنجیره‌های تأمین منطقه‌ای و صنایع پایین‌دستی را نیز درگیر کرده است.

نقش تعیین‌کننده اقتصاد انرژی در رقابت‌پذیری آلومینیوم

تولید آلومینیوم یکی از انرژی‌برترین فرایندهای صنعتی جهان است و برای هر تن آلومینیوم اولیه به حدود ۱۳ تا ۱۵ مگاوات‌ساعت برق نیاز دارد. به همین دلیل، هزینه انرژی معمولاً ۳۵ تا ۴۰ درصد کل هزینه تولید را تشکیل می‌دهد و اصلی‌ترین عامل تعیین‌کننده سودآوری واحدهای ذوب به شمار می‌رود.

واحدهای ذوب برای حفظ دمای سلول‌های الکترولیز (بیش از ۹۵۰ درجه سانتی‌گراد) به تأمین مداوم و پایدار برق نیاز دارند. هرگونه وقفه یا نوسان شدید می‌تواند آسیب‌های دائمی به تجهیزات وارد کند. از سوی دیگر، بی‌ثباتی شبکه برق اروپا – که بخشی از آن ناشی از نوسان تولید انرژی‌های تجدیدپذیر است – برنامه‌ریزی بلندمدت را برای صنایع انرژی‌بر دشوار کرده است.

علاوه بر این، قرار گرفتن بسیاری از واحدهای اروپایی در معرض قیمت‌های لحظه‌ای برق، در دوره‌های جهش قیمت انرژی، ریسک مالی غیرقابل‌تحملی ایجاد کرده و عملاً توجیه سرمایه‌گذاری جدید در این صنعت را از بین برده است.

بازآرایی زنجیره تأمین جهانی و نقش چین

چین در حال حاضر حدود ۵۷ درصد ظرفیت تولید جهانی آلومینیوم اولیه را در اختیار دارد و به بازیگر اصلی تعیین قیمت در بازار جهانی تبدیل شده است. این تمرکز تولید، پیامدهای عمیقی برای رقابت‌پذیری اروپا به همراه داشته است.

راهبرد صادراتی چین نیز به‌صورت هدفمند تغییر یافته است. این کشور تمرکز خود را از صادرات شمش آلومینیوم به سمت محصولات نیمه‌ساخته با ارزش افزوده بالاتر سوق داده و در نتیجه، سهم بیشتری از زنجیره ارزش جهانی را در اختیار گرفته است. در عین حال، تولید داخلی آلومینیوم اولیه برای صنایع راهبردی مانند خودروسازی و هوافضا حفظ شده است.

الگوی صادرات چین نشان می‌دهد:

صادرات آلومینیوم اولیه به‌طور هدفمند محدود شده است

صادرات محصولات نیمه‌ساخته در بخش‌های ساختمانی و خودروسازی به‌طور چشمگیری افزایش یافته است
انتقال فناوری و مشارکت‌های خارجی به ابزاری برای تأثیرگذاری بر توزیع ظرفیت جهانی تبدیل شده است.

آنچه امروز در صنعت آلومینیوم اروپا مشاهده می‌شود، نه یک رکود موقتی، بلکه نتیجه تغییرات ساختاری عمیق در هزینه انرژی، جریان سرمایه‌گذاری و آرایش زنجیره‌های تأمین جهانی است. در چنین شرایطی، سیاست‌های سنتی حمایت صنعتی قادر به بازگرداندن مزیت رقابتی از دست‌رفته نیستند و اروپا با یک انتخاب راهبردی بلندمدت در خصوص جایگاه آینده خود در زنجیره جهانی آلومینیوم مواجه شده است.